ابتدای کار مرداد ۸۶ و الان آبان ۸۸
بعد دو سال ...حتما بهم خبر بده
جشنواره چیه ..... ما هم نمایشگاه الکامپ هستیم بیا دیگه
بالاخره یه جایی می بینمت .....آخ جون
سلام عزیزم . خوشحال م . که خوش ی . خدا بده بیشتر . من م خوشحال م . راستی ! دارم می آم تهران . برای جشنواره . آخرهای آبان تا اول های آذر . می تونم ببینم ت ؟ وای ! چی می شه ؟
عالی و توپ......
یه کم درگیر بودم یه کم که نه خیلی زیاد .... خیلی زیاد همه چی یهو به هم ریخت
اما به طور معجزه آسایی همه چیز داره درست می شه
واقعا راست می گن خدا هرگز دیر نمی کنه....
الان عالی ام و مثل همیشه قدرتمند....
زیاد هم خندیدم...
اوضاع تو چطوره
روبه راهیی
چیز جدید ننوشتی
واسم بفرست دلم یه چیز جدید می خواد بخونه
یه کتاب خوندم تازگیا صد در صد خوندیش
عضق لرزه ، امانوئل اشمیت
خیلی باحال بود
چرا غمگین ؟ الان یه جوک بی مزه می گم تا قشنگ بخندی : می گن طرف توی جوب نشسته بود . بهش می گن چرا اون جا نشستی ؟ طرف گفت : می خوام توی جریان باشم !
